تبلیغات
ː̗̀☀̤̣̈̇ː̖́✿.☀ ː قـاصــבڪ ☀̤̣̈̇ː̖́ ̗̀☀✿̤̣̈̇ː - او درقطار کودکی رفت ...

ː̗̀☀̤̣̈̇ː̖́✿.☀ ː قـاصــבڪ ☀̤̣̈̇ː̖́ ̗̀☀✿̤̣̈̇ː

او درقطار کودکی رفت ...

http://s5.picofile.com/file/8146586718/b001ae6dac3280ac18f12e2509575d08_425.jpg
در کودکی بازیچه ای داریم ....

 با یک زیباتر تعویضش میکنیم و قلبی را در چمدان میگذاریم

 وقتی بزرگ شدیم بازیچه میشویم

اری ما تقاص گریه عروسکهایمان را پس میدهیم


میخواهم ازادنه هرچه میتوانم روح کودکی ام را بیدار کنم

از ته دل بخندم

از ته دل ذوق کنم

باشوق دست بزنم و برقصم
 
دروغ ودغل ونامردی را نشناسم

 اما دیگر اجازه ندهم ادمها بامن بازی کنند و بخندند

 اخر میدانی ؛
 
این مردم عادت دارند به هم بازیهایشان به دید حریف نگاه کنند

و زمین بزنندشان...

 من از همان دوران کودکی زخم خورده ام

درکوچه های کودکی درخیال و ساده لوحی کودکی بود

 که او درقطار کودکی رفت ...
 




+ نوشته شده در شنبه 26 مهر 1393 ساعت 07:45 ب.ظ توسط ˙·٠•●♥ றàĦlà ♥●•٠·˙ | نظرات()